تبليغاتX
جهاداقتصادی

به خرابه ي شام خوش آمديد

نمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

                 نمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

 

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

 

 

بسمه تعالي زندگي نامه پاسدار اسلام شهيد محمود اطلاعات عمليات لشکر41ثارالله سن22شهادت عمليات خيبرسال1362 جزيره مجنون (خاک عراق) ??روزبعدازازدواج درجزيره مجنون هنگامي که درشب براي شناسايي رفته بودند دشمن درتاريکي منور زدومحمودديده شد وازناحيه پهلووپامرداصابت قرارگرفت پيکرش درخاک عراق ماند وصدام جزيره رازيرآب گرفت درايام ييروزي انقلاب اسلامي هم توسط شاه دوستها کتک خورد گل سرسبد بچه هاي خانه بودپدر ومادر همچون يعقوب درفراق يوسف چشم انتظار آمدن اوبودندتااينکه دارفاني راترک کردند وتاامروزجنازه او به وطن برنگشته است علاقه زيادي به حضرت صاحب الزمان داشت اهل زيارت عاشورا بود واين شعررازمزمه ميکرد:برمشامم مي رسد هرلحظه بوي کربلا بردلم ترسم بماند ارزوي کربلا تشنه اب فراتم اي اجل مهلت بده تا بگيرم دربغل قبرشهيد کربلاوقتي هم که شهيد شد درحجله اي که براي اوبسته بودند نواراين نوحه راميخوان:ياران چه غريبانه رفتند ازاين خانه هم سوخت شمع ما هم سوخت بروانه بسم الله الرحمن الرحيم قال رسول الله صلي الله عليه واله :سزاوار نيست براي مردمسلمان شبي راسحرکند مگراينکه وصيت نامه اش زير سرش باشد.وصيت نامه شهيد: بسم الله الرحمن الرحيم ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتابل احياْءعند ربهم يرزقون .باياد ونام خداوشهادت بريگانکي اووشهادت بررسالت فرستاده اومحمدبن عبدالله صلي الله عليه واله وسلم وشهادت برولايت علي ابن ابي طالب عليه السلام چند کلامي بعنوان وصيت نامه عرض ميکنم. اگرچه خودرابيشترازهرکسي محتاج پند ونصيحت مي دانم. قبل ازسخن ازخداوندمنان تمنا ميکنم؟قدرتي به بيان منعطافرمايد که بتوانم اززبان يک شهيد دست به قلم ببرم. چراکه جملات من اگرلياقتي پيداشدوموردعفوورحمت الله قرارگرفتم وتوفيق وسعادت شهادت راپيداکردم تحت عنوا ن پرافتخارترين وصاياي شهيد خوانده مي شود وکلام يک شهيدبامعيارهاو شناختي که او ازالله ييدا نموده درزمان نوشتن اين وصيت نامه ازمغزقاصر من فرسنگها فاصله دارد حقير چيزي براي گفتن يا نوشتن ندارد وانچه هست پيام خون شهيداني است که من رسالت رساندن پيام انها رابردوش خود احساس مي کردم. خدايا براي رضاي توقدم درراه مبارزه گذاشتم. خداوندا مراجزو سربازان امام زمان قراربده خدايا :اينک مي خواهم درعمليات والفجروبارمزيازهرا شرکت کنم ازتو ييروزي وياري مي خواهم خدايا:اگردراينراه شهيد شدم دراين عمليات شهادت وپيروزي براي من افتخاراست پس خدايا گناهان مراببخش ومراباديگرشهدا محشوربگردان اي خدا: تنهابه تواميد بسته ايم وتنهاازتوياري مي طلبيم اي امام عزيز:مارزمندگان جان خودرامي دهيم درخون خود مي غلطيم تااسلام جاودان باشد اي امام يک جان داريم اين جان راهم فدا ميکنيم باشد که مورد توجه خداقراربگيريم حال پيامي براي امت شهيد پرور داريم:اي ملت ماباتمام توان به قلب دشمن حمله مي کنيم وباخون خودسيل جاري مي کنيم ازشما ملت قهرمان مي خواهم که ادامه دهنده راه شهيدان باشيد ونکذاريد يزيديان خون اين شهيدان رابايمال کنند. هراسلحه اي که ازدست رزمنده اي افتادبرشماست که ان رابرداريد.اي برادر اي همرزم به ميدان نبرد بروکه سرزمين شهادت طلب خوزستان در انتظار توست .برو به سرزمين کربلا تاچگونه زيستن راازسرورشهيدان بياموزي ومن دنبال توخواهم امدوتراتنها نخواهم گذاشت .باتوبه خانه عشق مي ايم تادرميان اتش به ملکوت الهي بپيوندم .اري اين است زندگي باشرافت زندگي دربيابان خوزستان ميان رگباردشمن ودرکنارلاله هاي به خون غلطيده. نه ان زندگي درتجملات وماديات ودرکنارکاخهاو اگرتکه تکه ام کنند اگرزبانم راببرند اگرانکشتانم رابند بند کنند اگرچشمهايم راسوراخ کنندواگرروده هايم راازحلقوم خشکيده ام بيرون اورندهرگزتسليم نخواهم شد.         اسلام پيروزاست.اي دوستان وبرادران حزب الله اکرازمن خطائي ديديدوناراحتتان کرده ام مراببخشيدوازشما مي خواهم علي وار وحسين گونه وخميني مانند عليه دشمنان داخلي وخارجي بجوشيدودست ازياري امام عزيزمان برنداريدکه مي دانم برنمي داريدواين انقلاب رابه سرتاسر گيتي وجهان برسانيد اي همرزمان پاسدارم:اسلحه تان رادرراه احياءحق بکارببريدوتوکل برخدا کنيدوازقدرت طلبي واوازه جوئي ببرهيزيد وافراد منافق وافرادي که فقط شعار ميدهند ولي هيج عملي ندارند ازخودبرانيدومانندحسين که صاحب فضيلت بود باشيدودرمقابل زور وزورگو قدعلم کنيدوپيوند خودراهرچه بيشترباروحانيت وحوزه مستحکم تر کنيد. وفقرفرهنگي وضعف ايدئولوژي راباکمک حوزه برطرف کنيد .پدرومادر عزيزخيلي دوستتان دارم ولي خداواسلام رابيش ازشما دوست دارم. دوست ندارم درمرگم گريه کنيد.ازامام سرمشق بگيريدوچون کوه استقامت کنيد ولحظه اي ازيادونام خدا غافل نشويدواگرخواستيد درغم من بگرييد به يادحسين ويارانش بگرييد وازشما مي خواهم درتربيت خواهروبرادرانم بيشتر کوشش کنيد واگرامکان داشت دوبرادرم محمد وحسين را به حوزه بفرستيد. انشاءالله همسرم اميدوارمدرطول مدت کمي که باهم بوديم اگر در مواردي بدي ازمن سرزده مراببخشيدوبرايمازخداطلب امرزش کن اگرمن شهيدشدم برخودببال برايم اشک نريز توهمسر يک سربازي توهمسريک پاسداري توهم مانندزينب بردبارباش اگرفرزندم سالم بدنيا امد ودختربودنامش رازهراءواگربسربودمحمد انتخاب کنيد وارزوي من اين است که چنين تربيت شود که لياقت خدمتگذاري به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف راداشته باشد ازکودکي به بندگي خداوعبادت تشويقش کنيدووقتي بزرگ شد جهت تحصيل علوم ديني (اسلامي)به حوزه بفرستيدوبه اوبگوئيدپدرت علاقه زيادي به روحانيت داشت روحيه شهادت طلبي رادراو زنده کنيد . برادران وخواهرانم:دوست دارم اسلحه اي که من براي ياري اسلام وامام عزيز وقرآن برداشته ام اگرافتاد شمانگذاريد روي زمين باشد اورابراي ياري اسلام برداريد سلام برامام مستدام باد انشاءالله امام ورزمندگان اسلام را ازدعاي خيرفراموش نکنيد وازخداي بزرگ بخواهيد مراببخشدوبراي گناهانم امرزش طلب کنيد. همسرم وپدرومادرم:جيزي که مهم بود وداشت يادم مي رفت:اينکه من چندروزروزه قضا ونمازقضادارم وازوشما مي خواهم که برايم بجا اريد 30 /11 1362/دردشت عباس هنگام حرکت به سوي کربلاو انشاءالله هنگام حرکت براي عمليات "قريب22روزقبل ازشهادت"

 

 

شهادت دختر سه ساله ي امام حسين (عليه السّلام) حضرت رقيه تسليت باد.

 

نوشته شده توسط نورفاتحی در جمعه ۹ دي ۱۳۹۰ ساعت 0:52 | لینک ثابت | نظر دهید

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

 

        بسم الله الرّحمن الرّحيم

       السلام علي ربيع الانام ونضره الايام

       سلام برمهدي بهارمردم وشادابي روزها

            بهارحقيقي مردم مهدي است .

       باآمدن مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف زندگي مردم بهاري مي شود.

        باهم زمزمه کنيم (اللّهُمَّ عجّل لِوليّکَ الفَرَج)

نوشته شده توسط نورفاتحی در چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ ساعت 15:42 | لینک ثابت | نظر دهید

                                        بسم الله الرحمن الرحيم        

                                         اَللّهُمَّ عجّل لوليک الفَرَج

                                           (سال جهاد اقتصادي)

برگرفته ازدرس اقتصاداسلامي آيت الله نکونام مدرسه فيضيه اسفندماه 1389

اقتصاد مهمترين علمي است که مسلمان بايد يادبگيرد اقتصاد ازاصول ديانت است ازفروع نيست.معني اقتصاد اسلامي چيست؟اقتصاد يعني چه؟،الکمال کل الکمال التفقه في الدين وتقدير المعيشه.     خدا واقتصاد.     معيشت يعني زندگي تقديرالمعيشه يعني اقتصادزندگي اندازه گيري نسبت به زندگي.

يک  صدتوماني راهم درپارچه بپيچد رکوداست.همين که سرمايه مي چرخدرزق است چه خودش استفاده کند چه ديگري ،اين رزق است.يک فقير بايد اقتصاد داشته باشد .يک غني هم بايد اقتصاد داشته باشد.ثروتش راتبديل به رزق کند چه درزندگي خودش ،چه چرخش درزندگي ديگري ،اين مي شودرزق.(ايجادکار).ثروتمند وقتي ثروت رابه چرخش بيندازد هم رزق براي ديگران است هم رزق براي خودش.اقتصادمديريت وچينش ثروت است، اقتصاد چينش وچرخش سرمايه است.سرمايه بايدمصرف شود ،اسراف نشود،انبوه نشود وچينش پيداکند.اقتصاد علم چينش دارايي است.اگرعلم اقتصاد نداشته باشيم نمي توانيم ازامکانات استفاده کنيم ثروت وامکانات نفله مي شود،هدر مي رود .اگر شما ده هزار تومان هم درخانه داري نگذار راکد باشد آن رابه حرکت بينداز حال بوسيله قرض دادن ، هديه ،ايجاد کار،و....اين پانصد تومان که بچه شما درقلک  مي اندازداين احتکاراست .آني که انباشته مي شود  انبار مي شود  رزق نيست اين احتکار است.اين خارج کردن از چرخه است اقتصادچينش وچرخش سرمايه است.چرخش سرمايه اقتصاداست .پنهان کردن رکوداست. کرامت براساس اقتصاد است کسي که اقتصادنداشته باشد به گدايي وفقروفساد گرفتار مي شود.قدرت وتوانمندي براساس اقتصاداست .کشورهاي اسلامي باآن همه دارايي فقير ندچون اقتصادندارندضايع مي شوند.کسي که دنيايش خرابه آخرتش هم خرابه .من کان في هذه اعمي فهو في الاخره اعمي .کسي که اقتصاد ندارد نفله مي کند.

رزق آن مايه اي است که درزندگي مصرف مي شودمثل خون که حيات راسامان مي دهدرزق آن خوني است که درجامعه تزريق مي شود .120 موردرزق درقرآن کريم آمده است رزق حلال، رزق حرام.سرمايه همه اش رزق نيست رزق آني است که مصرف مي شود.امکانات مي شوددارايي.دارايي وسرمايه رزق نيست مال شمانيست .مال شما آني است که مصرف مي کنيد.رزق آن است که متحرکه.رزق آني است که چينش بدهي قرض بدهي .وقتي که راکدشد مي شود امکانات، رزق نيست .سلب توفيق مي شود وقتي عشرامثالها نشد.(درراه خير بکارگرفته نشد.)آنچه که مدير چرخش مي دهد مي شود اقتصاد.ثروت مثل خون است اگرمصرف بيهوده کردي  اسراف است .اگرراکد شد مي ميرد. زيادخوردن ازمصاديق اسراف است.بسياري ازامراض مال اسراف است رزق رابدجور مصرف کرده کليه اش خراب مي شود.رزق هم مادي ومعنوي است.رزق آن چيزي است که به حرکت درآيدچه قرض بدهد،معامله کند ،ديگران بامال اوکارکنند.مضاربه هبه  قرض و....که درکتب فقهي آمده است .اين ارزش دارد.اقتصادعلم چينش دارايي است .اقتصاددارايي رابه صورت رزق درمي آورداگرکسي نتوانست دارايي خودش رابه چرخش درآورداين رزق نيست.شيريني سرمايه به اين است که رزق شود.اگر علم اقتصاد نداشته باشيم ازامکانات نمي توانيم استفاده بکنيم.اقتصادغيرازدارايي است. دارايي همان ثروت است اقتصاد اسلامي براساس رزق الله وسرمايه پروردگارايجادمي شود،همه ازآن خداست لله مافي السموات ومافي الارض شما وکيل خدا مي شوي سخرلکم مافي السموات والارض .اقتصاداسلامي خدامحوري است ،رزق محوريست.اقتصاد اسلامي ،توليد ،مصرف وچرخش است .اقتصاداسلامي يک سيستم است درمقابل دوسيستم رايج جهان  .

اسلام باسرمايه مخالف نيست .اسلام سرمايه ي باکرامت رااساس قرارداده ،اسلام سعي وکوشش راامضاکرده است.سعي انسان مال خودشه.سوره نجم نفي سوسياليسم است. درهرزمينه مي توانيد حرکت وتلاش کنيد.ان سعيکم لشتّي اسلام بااستثمارمخالف است .سيستم اقتصادي اسلام باانباشتن ،وگنج کردن وکنز مخالف است.بارکودواستفاده نکردن ازسرمايه وتفاخر به آن مخالف است .جمع ميکند که بگويد من سرمايه دارم.پنهان کردن سرمايه (طلا وپول و...)زندگي وجامعه رابه رکود مي کشاند.سرمايه براي پنهان کردن نيست. چه طلارا زير زمين کنيد چه پهِن را.سرمايه رابکاربيندازيد ديگران هم نفع ببرندسود خودتوست کارايجادکردي شدي رازق وده برابر برايت ثواب مي نويسند .يعني باسرمايه ات آخرت خودراساخته اي  . توليدکن وبده به دنيا. .فقير هم بايد اقتصاد داشته باشد ثروتمندهم بايد اقتصاد داشته باشدازخانه خودت شروع کن  . شما صدهزار تومان هم درخانه داري نگذار راکد باشد آن رابه حرکت بينداز.توليد کن اگراهل علم هستي کتاب مفيد وموردنياز بنويس .اسلام هم تلاش وتوليد راپذيرفته توزيع ثروت راهم پذيرفته است.تنهاسودجويي نيست،کرامت ،سلامت روحي، رواني انسان رادرنظر مي گيرد.لولاالفقرالهلک الاغنياءاگرفقرا نباشند اغنيا نمي توانندزندگي کنندتوزيع سرمايه باکرامت هرکه بيشتر درمي آورد بيشترتوزيع مي کند(حضرت علي عليه السلام نخلهاي زيادي کاشت ووقف نمودچاه حفرمي نمود ووقف فقرا مي کرد.)

اقتصاداسلامي ماهيتش غيرازسرمايه داري وکمونيست است، اقتصاد اسلامي نه سرمايه داري است ونه کمونيستي ،باآنها متضاداست.دراقتصاد اسلامي به حرام مي رسد مي گويد ماليت نداردانسان مالک حرام نمي شود.دراسلام مالکيت توزيع است.وفي اموالهم حق للسائل والمحروم حق سائل ومحروم است بايد بپردازند مالک خداست. ودرمي آوري بايد خمسش رابدهي ،بايد زکاتش رابدهي واجب ومستحبش رابايد بدهي. سرمايه داري سودجويي است هرفسادي ميخواهي بکن سود دربياور.کمونيست هيچ کس ازمردم رامالک نمي داند .دولت مالکي است. هيچ کي مالک نباشد يعني چه ؟.اسلام مي گويد :ليس للانسان الا ماسعي تلاشش براي خودش است.کمونيستها ،مردم رامي دهند بخورند چيزي نمي توانند ببرند.همينکه سرمايه راازمردم مي گيرنداين خلاف فطرت است.اقتصاداسلامي خدامالکي است.خدا ميفرمايد: سخرلکم من گفتم مال شما باشد انسان مي شود مالک .مالکيت توزيع است.مالکيت رزق است   ماخودمان درنمي آوريم، خدارزق مي دهد.خدارزّاقي است يعني هرچه داريم ازخدا به ما مي رسد.خدارزق رامي دهد.

120 آيه درقرآن راجع به رزق است.آني که مصرف مي شودرزق است .آنچه اسراف مي شود رزق نيست حرام است .قرض وهديه مصرف رزق است. اسراف رزق حرام است .آني که انباشته وانبار مي شود رزق نيست ، احتکار است .کنزاست.اين خارج کردن از چرخه است.

اسلام مي گويد، امام حسن مجتبي عليه السلام هنگام شهادت به اصبغ بن نباته مي فرمايد:کُن للدّنيا کَانکَ تعيشُ اَبَد ًا وکُن للاخِره کَانک تموتُ غَد ًابراي دنيا آنچنان کارکن که تاابد مي ماني مثل اينک هميشه مي خواهي زندگي کني تلاش کن  پول درآورولي انباشته  نکن. وبراي اخرتت همچه کارکن مثل اينکه فردا مي ميري مردن راهم مواظب باش مثل اينکه فردا مي ميري يعني وقت مردن بدهکارنباش وقتي خواستي بميري مشکل نداشته باشي ازخانه بيرون مي آيي مثل اينکه ديگه برنمي گردي،يعني کارهايت را درست کن ،سامان بده که گرفتار نشوي.           بااندک تصرف

نوشته شده توسط نورفاتحی در جمعه ۱۲ فروردين ۱۳۹۰ ساعت 15:27 | لینک ثابت | نظر دهید

بسم الله الرحمن الرحيم

 

باشدهنوزتشنه لب کربلاغريب

هل من معين اگرکه شنيدي شعارنيست.

نوشته شده توسط نورفاتحی در دوشنبه ۶ دي ۱۳۸۹ ساعت 0:38 | لینک ثابت | نظر دهید

بسم الله الرحمن الرحیم

چه کسانی امام حسین علیه السلام راکشتند.آیا دعوت کنندگان ،شیعیان حقیقی وراستین اهل بیت علیهم السلام بوده اند؟وهابیان وپیروانشان ازاین پرسش استفاده کرده و می گویند خودشیعیان حسین بن علی علیهماالسلام را دعوت کردند وهمان شیعیان اورا کشتند وهم اکنون برای اوعزاداری می کنند!

این سخن شبهه ای بیش نیست که بایستی باتحقیق وبررسی پاسخ داده شودومشخص شود که چه کسانی امام حسین علیه السلام رابه کوفه دعوت کردند؟ البته مراد ازدعوت کنندگان همان شخصیتها،اشراف وافرادموّجه شهر کوفه هستند نه افرادعادی قبیله ها.
محقق ارجمند آیت الله سید علی میلانی که به دفع شبهات از مکتب تشیع می پردازد به این سوال پاسخ داده اند.نام کتاب ایشان"ناگفته هایی ازحقایق عاشورا"می باشد.قاتلان امام حسین علیه السلام،یاازگروه بنی امیه بوده اند که درکوفه حضور داشته اند یا ازخوارج ویاازکسانی که به عنوان نیرو ازشام به کربلا اعزام شده اند.تشیع درکوفه به طور رسمی ازقرن دوم وسوم شروع شدوتشیع کنونی کوفه از آن زمان است ودرقرن اول ،شیعیانی که آنجا بوده اند مانند شیعیان امروزی نبوده اند.جالب توجه اینکه برای واژه شیعه وتشیع دواصطلاح وجود دارد:1-شیعه کسی است محب اهل بیت علیهم السلام باشدودر عین حال به خلافت شیخین {ابوبکروعمر}نیز اعتقاد دارد.بعضی از اهل کوفه امیرالمومنین رابرعثمان افضل وبرتر می دانستند،اما اعتقاد نداشتند که امام بر شیخین افضل است.اصطلاح2- که همه مابرآنیم واصطلاح معروف است ،شیعه عبارت از کسی است که به جانشینی امیر المومنین علیه السلام بعداز رسول خداصلی الله علیه وآله وامامت اهل بیت پیامبر علیهم السلام که دوازده نفر امام بعداز پیامبر هستد اعتقاد داشته باشد0ص180 به راستی آمار شیعیان حقیقی درکوفه چند نفربوده است؟تعداد اندکی از مردم کوفه افرادی همچون حبیب بن مظاهر ،مسلم بن عوسجه واصبغ بن نباته جزء شیعیان راستین بوده اندکه عدهای ازهمین شیعیان توسط معاویه وزیادبن ابیه به قتل رسیده بودندازجمله عمروبن حمق وحجربن عدی که ازصحابه پیامبر صلی الله علیه وآله بودند. درمقابل این جمعیت اندک ،یاران وپیروان بنی امیه درکوفه فراوان بوده اند.نام افراد زیادی آمد که حکم قتل حجربن عدی رحمه الله تعالی راامضاکردند. همچون:حصین بن نمیر ،محمدبن اشعث وشمربن ذی الجوشن وثمره بن جندب و... خوارج فرقه بزرگ دیگری بوده اند که در شهر کوفه مسکن گزیدند سران این گروه افرادی مانند اشعث بن قیس، شبث بن ربعی، عمروبن حریث وافراد دیگری بودند. اشعث پدرجعده همسر امام حسن مجتبی علیه السلام است که آن حضرت رابه شهادت رساند.عمروبن حریث کسی است که درقتل میثم تمار رحمه الله علیه دست داشته است.کسانی که برای امام حسین علیه السلام نامه نوشته اند سه دسته بوده اند:
1-شیعیان خالص که در اقلیت بوده اند (که تعدادی ازآنها درکربلاوتعدادی توسط ابن زیاد درکوفه به شهادت رسیدند.یکی دیگرازاقدامات ابن زیاد درکوفه زندانی کردن شیعیان بود درمیان زندانیان افرادی چون مختار،حارث اعورهمدانی سلیمان بن صرد وهمراه او مثل مسیب بن نجبه ،رفاعه بن شداد بودند.)
2-خوارجی که درکوفه بوده اند
3-عمال وپیروان بنی امیه.
عقیده قاتلان سیدالشهداءچه بوده ؟
درروز عاشورا سخن ازحقانیت امیرمومنان علی علیه السلام ویاعثمان مطرح است هواداری ازعلی علیه السلام وپیروی ازعثمان محل اختلاف ومنشاء جنگ است . بریر که معتقد به ولایت امیرمومنان علی علیه السلام بودبه یزیدبن معقل طرفدارعثمان گفت :آیاحاضری مباهله کنی وبعدمبارزه کنیم؟ یزیدبن معقل گفت:آری . هردوحرکت کردندوقبل ازمبارزه دست به دعابرداشتند ودروغگورالعنت کردند وازخداخواستندکه کسی راکه برحق است ،بردیگری باطل است چیره گرداندوبعدمبارزه آغاز شدوبریر ،یزیدبن معقل راکشت.تاریخ طبری ج5ص431 طبری درمورددیگرمی نویسد:هنگامی که نافع بن هلال ازیاوران امام حسین علیه السلام پابه میدان رزم نهاد ،رجز خواندوگفت :من معتقد به دین علی علیه السلام هستم.
فردی ازسپاه ابن زیادبه نام مزاحم بن حریث برای مبارزه بااوبه میدان رفت ودرجواب نافع گفت:من هم معتقدبه دین عثمان هستم.ابن اثیر جزری درکتاب الکامل فی التاریخ همین رجزخوانی نافع رانقل می کندج3ولی نمی گویدکه طرف مقابل اودرپاسخ گفت:اناعلی دین عثمان.من معتقدبه دین عثمان هستم !! چرا؟چون باید مخفی بماند تاکسی قاتلان سیدالشهداء علیه السلام رانشناسدتادرقرنها بعد بتوانند بگویندکه خودشیعیان حسین بن علی رابه شهادت رساندند.
تاریخ نگاران نوشته اند که ابن زیاد درنامه ای به عمرسعد نوشت :حسین ویارانش راازآب منع کن تاقطره ای آب به آنها نرسد،همانطوری که باخلیفه مظلوم عثمان بن عفان این کار راکردند.تاریخ طبری ج 5-
وقتی اسیران اهل بیت علیهم السلام رابه مدینه منوره برگرداندند وبانوان بنی هاشم شیون وناله زدند وبه عزاداری پرداختند،راوی گوید:درآن هنگام نزد عمروبن سعیداشدق رفتم . عمروبادیدن آن صحنه خندید وشعری رابه دشمنی اهل بیت علیهم السلام خواندوبعدازآن گفت:هذه واعیه بواعیه عثمان بن عفان ! این عزاومصیبت درمقابل مصیبت عثمان بن عفان است !آری ازآغاز جنگ پای عثمان درکار بوده وتا پایان که وروداهل بیت علیهم السلام به مدینه بود ،باز هم سخن ازعثمان{خلیفه سوم} به میان می آید.ص218 ناگفته هایی از حقایق عاشورا
{کسانی که امام حسین علیه السلام رابه شهادت رساندند عثمانی مذهب بودند.}

نوشته شده توسط نورفاتحی در دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۹ ساعت 10:14 | لینک ثابت | نظر دهید

 

 نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

 سخن قبر : حديث :

 قبرانسان هروزندامي دهد:*من خانه تاريکي هستم

                  همراه خودنوربياوريد "          

                 "نورقبرنمازشب است."

من خانه ماروعقربها هستم همراه خود پادزهر بياوريد.

                  "پادزهر صدقه است"

             من خانه وحشت وتنهايي هستم،

               همراه خود انيس وهمدم بياوريد.

"انيس وهمدم انسان دروحشت قبر قرآن کريم وپربرکت است."

         من خانه فقر هستم همراه خود گنج بياوريد.

"گنج شهادت لااله الا الله ومحمدرسول الله صلي الله عليه وآله وسلم است"

 

                  من خانه خاکي هستم همراه    خودفرش بياوريد. 

 

 

                        "فرش عمل صالح ونيک است."

                جمال محمد صلوات

 

 

نوشته شده توسط نورفاتحی در چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت 1:23 | لینک ثابت | نظر دهید

  بسم الله الرحمن الرحيم

زدست ديده ودل هردوفرياد هرانچه ديده بيند دل کند ياد.

بسازم خنجري نيشش زفولاد. زنم بر ديده تا دل گرددآزاد.

چه چيزي موجب پاشيده شدن زندگي خانواده ها ازهم وسستي بنيان خانواده مي شود.علت گرفتاريهاي درون خانواده وطلاقها چيست؟چشم منشاء همه اين مشکلات است همه افات ازچشم آغاز مي شود.اگردخترها وپسران بدانند که عاقبت اين دوستيهاي حرام چه خواهد بود ؟"از امام علي عليه السلام نقل شده :کسي که چيزي رادوست بدارد اين دوستي جلوي چشم حقيقت بين اورا مي گيردوقلب اورا مريض مي کند پس او باچشم بيمار مي نگرد وشهوات عقل اوراپاره کرده است." علاوه براضطراب دروني وازدست دادن ارامش بعداز اينکه دختر ازدواج کرد.گرفتار درد سر بزرگ مي شود، عشق به زن مردم.اورادوست دارد ولي نمي تواند به اوبرسد وهمين موجب سرخوردگي مي شود واگر وجدان او بيدار باشد ازدرون خودراسرزنش ميکند که چراحق شوهرراپايمال کردم وچرابه اوخيانت کردم . اري ارمغان اين دوستيها اضطراب وعدم ارامش وتاريکي قلب وعدم رضايت خداست .گذشته ازاينکه درروايت امده :که بخاطر هرکلمه حرف زدن با زن مردم (ازروي شهوت) هزار سال اورا درجهنم نگه مي دارند.وازنظر اسلام حکم رابطه غيرمشروع با زن شوهردار سنگسارکردن است. عدم اعتماد زن وشوهر به هم وحضور دردادگاه ودرخواست طلاق هم خدا مي داند که نتيجه اين دوست دختر ودوست پسر بازي است. وهمه اينها ابتدا ازچشم شروع مي شود. بسياري از سريا لهاي خارجي فيلترشکنهاي اينترنتي، عکسها وفيلمها وسي دي ها،عکس زنان ومردان نامحرم اختلاطها وحتي سريالها يي که از صدا و سيماي جمهوري اسلامي وموجب فساداخلاقي درخانواده واجتماع مي شودپخش مي شودکه اکثردرباره عشق وعاشقي است . اثار منفي وزيا نباري براي خانواده ها وجوانان ونوجوانان دارد.معلوم نيست که اين دوستي ها منتهي به ازدواج شود.وازکلام امام معصوم اين مطلب فهميده مي شود:کسي که بخواهد بوسيله گناه ومعصيت به مقصدومقصود خود برسد.چيزي راکه اميددارد به اوبرسد زودتر ازدست مي دهد.مگر خدا نفرمودهاست :اگراهل روستاها ايمان مي اوردند ما درهاي برکات اسمانهارابروي انها مي گشوديم...ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لايحتسب کسي که تقواي الهي پيشه کند خداوند براي اوراه خروجي قرار ميدهد وازجايي که گمان نمي کند اوراروزي مي دهد. عدم تنوع وارايش زن درزندگي وعدم رسيدگي مرد به سرووضع خود نيز يکي ازعوامل اختلاف وجدايي است .زن بايد درخانه تنوع ايجادکند عوض کردن دکورخانه وارايش متنوع براي شوهراستفاده ازعطر باعث تقويت اساس خانواده مي شود.

دعاي حفظ چشم ازامام زمان عجل الله له الفرج :

 واغضض ابصارنا عن الفجور والخيانه ...خدايا چشمهاي ماراازفجور (هرزگي)وخيانت بپوشان.

دستورالعملي براي حفظ چشم ازگناه ازحضرت ايت الله بهجت رحمه الله :

براي سلامتي چشم، بعدازنمازها ايه الکرسي خوانده شودوپس از خواندن ان دست هارا برروي چشمها گذاشته و

بگويد: اللهم احفظ حدقتي بحق حدقتي علي بن ابيطالب اميرالمومنين عليه السلام {خدايا به حق دوحدقه چشم حضرت علي بن ابيطالب اميرمومنان عليه السلام دوحدقه چشم مرا حفظ کن.}

نوشته شده توسط نورفاتحی در پنج شنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:24 | لینک ثابت | نظر دهید

      درخاطرم شد زنده ياد فاطميون          

 

       ياد شلمچه ياد فکه ياد مجنون         

 

    

         

                             

نوشته شده توسط نورفاتحی در شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16:58 | لینک ثابت | نظر دهید

    

    

 

بسم الله الرحمن الرحيم

چرا فاطمه زهرا وصيت كردكه اورا شبانه دفن كنند؟

تامردم سوال كنند چه اتفاقي افتاد كه دختر پيامبراين چنين وصيت نمود؟براي ايننكه ظلم ظالمان بر ان حضرت اشكارشود وستمگران رسواشوندوهمين سند حقانيت شيعه باشد.كه دخترپيامبر ازدست خلفا ناراضي بود.ودوست نداشت كه درتشييع جنازه اش شركت كنند.

 در نقلي هم آمده که فاطمه (ع) وصاياي خود را در رقعه اي نوشته و زير سرش نهاده بود و چون از دنيا رفت، علي (ع) آن رقعه را بيرون آورد و جملات زير را در آن مشاهده کرد:«بسم الله الرحمن الرحيم، هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله، اوصت و هي تشهد ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتية لا ريب فيها، و ان الله يبعث من في القبور.  «يا علي انا فاطمة بنت محمد زوجني الله منک لاکون لک في الدنيا و الآخرة، انت اولي بي من غيري، حنطني و غسلني و کفني بالليل، و صل علي و ادفني بالليل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة » (13).                                                                      

[به نام خداي بخشاينده و مهربان، اين است آنچه دختر رسول خدا بدان وصيت مي کند، و اين وصيت را در حالي مي کند که گواهي مي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست، و گواهي مي دهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهي مي دهد که بهشت حق است، و جهنم حق است، و قيامت خواهد آمد و هيچ گونه شکي در آن نيست، و گواهي مي دهد که خداي تعالي هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد.اي علي منم فاطمه دختر محمد که خداي تعالي مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنيا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهاي من سزاوارتر از ديگران هستي!کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسي را خبر نکن، تو را به خدا مي سپارم، و بر فرزندان خود تا روز قيامت سلام مي رسانم (14)! ] در نقلي که از مجالس مفيد و امالي شيخ رحمة الله عليهما آمده در حديثي از امام حسين روايت شده چنين است که چون فاطمه دختر رسول خدا (ص) بيمار شد به علي وصيت کرد که وضع حال او را پنهان دارد، و حتي از بيماري او کسي را با خبر نکند، و علي (ع) نيز اين کار را کرد، و خودش شخصا پرستاري فاطمه (ع) را به عهده گرفت، و احيانا اسماء بنت عميس نيز او را کمک مي داد، آن هم به طور پنهاني، و چون هنگام وفات و رحلت او شد به علي (ع) وصيت کرد کارهاي پس از مرگ او را خود انجام دهد، و شبانه او را دفن کند و جاي قبر او را نيز پنهان و مخفي کند که اثري از قبر او معلوم نباشد (15).و از جمله عرض کرد: وصيت ديگر من آن است که احدي از اين مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند در تشييع جنازه من و ديگر مراسم آن حاضر نشوند زيرا اينان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، و مبادا بگذاري يکي از آنها و يا پيروان آنها بر جنازه ام نماز بگذارند...                                                

مرا شب هنگام در آن وقتي که ديده ها همگي خواب رفته اند دفن کن (12) ؟

و در روايتي است که پس از آن به علي (ع) گفت: چيزهايي در دل دارم که مي خواهم آنها را به تو وصيت کنم!  علي (ع) فرمود: اي دختر رسول خدا هر چه مي خواهي بگو!در اين وقت علي (ع) کساني را که در اتاق بودند بيرون کرد و نزديک سر فاطمه (ع) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت:اي پسر عمو هيچ گاه مرا دروغگو و خيانتکار نديدي، و از وقتي با تو معاشرت داشته ام نافرماني تو را نکرده ام!  علي (ع) در پاسخ او فرمود«معاذ الله انت اعلم بالله و ابر و اتقي و اکرم و اشد خوفا من الله من ان اوبخک بمخالفتي، قد عز علي مفارقتک و تفقدک الا انه امر لا بد منه...»[پناه بر خدا! تو داناتر و نيکوکارتر و پرهيزکارتر و بزرگوارتر و نسبت به خداي تعالي بيمناکتر از آني که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرماني خود سرزنش کنم، و براستي مفارقت و دوري تو بر من بسيار ناگوار است جز آنکه چاره اي از آن نيست...]آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:به خدا مصيبت رحلت رسول خدا (ص) را براي من تجديد کردي و مرگ و فقدان تو بر من بسيار بزرگ است.«فانا لله و انا اليه راجعون » !آه! که چه مصيبت دردناک و جانسوز و غم انگيزي است! مصيبتي که به خدا سوگند جبران پذير نخواهد بود!  دنباله حديث اين گونه است که در اينجا هر دو گريان شده و لختي گريستند آن گاه علي (ع) سر فاطمه را برداشته به سينه چسبانيد و بدو فرمود: هر وصيتي داري بنما که من آن را انجام خواهم داد.فاطمه عرض کرد: خدايت پاداش نيک دهد اي پسر عموي رسول خدا، نخستين وصيت من آن است که پس از من «امامه » دختر خواهرم را به ازدواج خويش در آوري چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نيز ناچارند همسري از زنان داشته باشند.و از جمله عرض کرد: وصيت ديگر من آن است که احدي از اين مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند در تشييع جنازه من و ديگر مراسم آن حاضر نشوند زيرا اينان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، و مبادا بگذاري يکي از آنها و يا پيروان آنها بر جنازه ام نماز بگذارند...مرا شب هنگام در آن وقتي که ديده ها همگي خواب رفته اند دفن کن (12) ؟

پي نوشتها:

1. کشف الغمه، ج 2، ص 130، استيعاب، ج 2، ص 752.روايات زيادي که به همين نحو از طريق اهل سنت آمده و به تفصيل در احقاق الحق، ج 10، صص 470 به بعد نقل شده.

2. اسد الغابة، ج 5، ص 478.

3. قاموس الرجال، ج 10، ص 456.

4. بحارالانوار، ج 43، صص 181 و 204.

5. همان، صص 172، 183 و 188، کشف الغمه، ج 2، ص 127.

6. بحار الانوار، ج 43، صص 184 و 189، کشف الغمه، ج 2، صص 126 و 130.

7. احقاق الحق، ج 10، ص 474، بحار الانوار، ج 43، صص 189 و 213، ضمنا دوستان حضرت زهرا و بانواني که ادعاي پيروي و شيعه گري بانوي عظماي اسلام را دارند خوب روي اين قسمت حديث دقت کنند و شدت علاقه فاطمه را به حجاب و پوشش بدن زن حتي پس از مرگ ببينند و تا آنجا که مي توانند اين هدف را در زندگي خود و ديگران تعقيب نموده و اين برنامه را در خانه و خانواده ها پياده کنند، تا روي ديدار و ملاقات شفيعه محشر را در آن روز وانفسا داشته و مشمول و شايسته شفاعت او گردند ان شاء الله!

8. کشف الغمه، ج 2، ص 130، استيعاب، ج 2، ص 752.

9. بحار الانوار، ج 43، ص 213.

10. و در برخي از روايات نيز اين گونه است که فاطمه (ع) به علي وصيت کرد که چنين نعش و تابوتي براي او ترتيب دهد و بدو گفت: فرشتگان صورت آن را براي من درست کردند، و ظاهرا از نظر تواريخ مسلم است که اولين تابوتي را که در اسلام بدين صورت درست کردند همان بود که براي فاطمه (ع) ترتيب دادند.  « پايگاه حوزه نت»

بسم رب الزهرا (س)
خشت خشت خانه‌اي را زمزمه‌ست
نغمه يا فاطمه يا فاطمه‌ست
اين سكوت، اين گريه آهسته چيست؟
اين صداي ناله پيوسته چيست؟
دو كبوتر برده سر در بال هم
اشك ريزانند بر احوال هم
كرده بر تن چهارساله گلي
جامه غم از غم خونين گلي
لحظه افشاء راز آغاز شد
مخفي و آهسته درها باز شد
شد برون از خانه با رنج و ملال
هفت مرد و چهار طفل خردسال
هفت مرد دارند تابوتي به دوش
ديده گريان، سينه سوزان، لب خموش
در دل تابوت جان حيدر است
هستي و تاب و توان حيدر است
او پي تابوت زهرا ميدويد
گوئيا تابوت، او را مي‌كشيد
كم كم از دستش عنان صبر رفت
با دو زانو تا كنار قبر رفت
زانويش لرزيد اما پا فشرد
دستها را جانب تابوت برد
خواست گيرد آن بدن را روي دست
زانويش لرزيد، علي از پا نشست
كرد چشمي جانب تابوت باز

http://vezvar.blogfa.com/

نوشته شده توسط نورفاتحی در دوشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:4 | لینک ثابت | نظر دهید

      درخاطرم شد زنده ياد فاطميون          

 

       ياد شلمچه ياد فکه ياد مجنون         

 

    

         

                             

نوشته شده توسط نورفاتحی در پنج شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:1 | لینک ثابت | نظر دهید

   

نمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

بسم الله الرحمن الرحيم اين هم يک  نمونه دوستيابي اينترنتي

يک دوست گزين که ان جمال مطلق باشد.فقط خدا،پروردگار مهربان .

الله سرچشمه همه خوبيهاست .تمام زيبايي ونيکوئيهاست همه صفات خوب رادارد رحمت عطوفت رافت کرم و جود ،قوت وقدرت ودرعين قدرت بخشش وعفو وپرده پوشي وتوبه پذير وارحم الراحمين وازمادر مهربانترازهمه غني وبي نياز وسبوح وپاک.درخانه اش هميشه باز ومهمان نواز است. ببين نامهاي اوچقدر شيرين وگواراست. بسم الله الرحمن الرحيم سخن ازرحمت اوست همه عالم رابراساس رحمت افريده است .اگررحمت اورا مي خواهي بشناسي نمونه ان مهرومحبت مادر به کودک است .اينکه والدين فرزندان رادوست مي دارند پرتو وجلوه اي ازرحمت الله است. نمونه اي از نامهاي نيکوي اودردعاي جوشن کبيرامده که 1000نام است. اوکه سعادت ونجات وعاقبت ومرگ وزندگي شما بدست باکفايت اوست.  پس اورادوست بداروبه سخن اوهم عشق بورز سخن اوگنجي پرارزش وگرانبها وپايدار است،با اواشتي کن که درهمه حال به اونياز داري. شما که مي خواهي دوست انتخاب کني اورااختيار کن.واين محبت نياز به تقويت ووحفاظت دارد. واوشمارا دستور داده به محبت پيامبراعظم ونبي رحمت حضرت محمد صلي الله عليه واله وسلم واهل بيت او باانهاطرح دوستي بريز که انها دردوستي خودوفادارند.بياييددرپي محبت الله ،محمد وعلي وفاطمه حسن وحسين ،سجاد ،باقر ،صادق ،موسي ،رضا، جواد،هادي وامام حسن عسکري وحضرت مهدي عجل الله له الفرج باشيم.محبت ومودت باقي وپايدارفما احلي اسمائکم. نامها ي شما چقدر باحلاوت است.اگرحاتم طائي اهل کرم بود شاخه درخت کرم بود واهل بيت پيامبر اصول الکرم هستند .اصل وريشه درخت کرم و جود."ومن يطع الله ورسوله فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والشهداء ووالصالحين وحسن اولئک رفيقا."وکسي که ازخدا وفرستاده اش اطاعت کند، پس انها با کساني که خدا به انها نعمت داده ازپيامبران وشهداونيکوکاران خواهند بود واينان چقدر نيکورفيقاني هستند .ايه 69 سوره نساء.  عباس ابن علي عليهمالسلام، شهداي کربلا وساير شهدارا دوست انتخاب کن.که به فرموده خدا:کساني که درراه خدا کشته شده اند زنده هستند ولي شما درک نمي کنيد. وچه کسي ازخدا واين جمع باحال وفادارتراست.اين دوستي نوراني است وبراي انسان نورانيت مي اورد.عشق حقيقي رارهاکرده وباسرعت زياد،دنبال عشق مجازي مي رويم!! ناارامي نتيجه عشق به مظاهرفريبنده وزودگذر دنياست وخداست که ارامش مي دهد.اوني که جوانهاي کشورهاي غربي دنبالش رفتند وسرشان به سنگ خورد.ودوباره دارند به دين ومعنويت برمي گردند. کمي فکرکن همين دختر وپسرزيبا که شماجوان دنبالش مي روي وقلب ووجود خود راخسته ومضطرب مي کني وحرام ان روح پاکت راتاريک مي سازد .ابتدايش چه بود؟اخر کار چيست ؟ اکنون چي ؟اول ان نطفه گنديده واخرش مردار بدبو که اگر مدتي بماندازاوفرارمي کنند.گرفتار گرسنگي ،دستشويي ، پيري ومرگ و....وشکوفه ايست که گذر زمان اورا پژمرده مي سازد.پس اي صاحبان عقل عبرت بگيريد.

فرياد كه دررهگذر ادم خاكي     بس دانه فشاندند وبسي دام تنيدند. 

خدايا همه نعم ازتو وكل جهان ملك توست.                               

خدايا خودت كمك كن ودست مارابگير.                                       

ومارارهاكن وازدامهاي شياطين و دنيانجاتمان ده.      صلوات     

نوشته شده توسط نورفاتحی در جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:49 | لینک ثابت | نظر دهید

  نمایش تصویر در وضیعت عادی نمایش تصویر در وضیعت عادی نمایش تصویر در وضیعت عادی 

بسم الله الرحمن الرحیم  

 گمشده انسان چیست؟ انسان دراین دنیا گمشده ای دارد وبرای رسیدن به او دنبال این وآن می رود تاباپیداکردن او به ارامش حقیقی ودائمی برسدوبعضا دراین جستجو اشتباه می کند واغیار رابه جای دوست واقعی انتخاب می کند.وعمری د نبال دیکران می دود  تاانسان به یارحقیقی خود نرسد ارام وقرار نمی گیرد تا بچه است هرچه اسباب بازی به اوبدهی بازهم اسباب بازی  می خواهد کمی بزرگتر که شدازوالدین دوچرخه می خواهد به مرورزمان به موتورعلاقه ییدا می کند بعد ماشین وعوض کردن مدل ان  یاخانمها عروسک وانواع ان   یالباس وانواع مد ان   بعد هم قطاروهواییما بازاین روح سیری ناپذیر انسان به فکر تسخیرفضاوپروازدراسمان  یا مالک شدن برتمام کره زمین می افتد وبعد ازان به دنبال تصاحب کره ماه می رود اگر تمام ثروت وهمه عالم رابه اوبدهند بازبیشتر می خواهد ودوست داردبرای همیشه زنده بماند چون  خداوند انسان رابرای خودش افریده وهمه اشیاء رابرای انسان خلقتک لاجلی وخلقت الاشیاء لاجلک انسان برای ابدیت افریده شده وازروح الهی دراو دمیده شده و در این دنیای خاکی امیخته به زروزیور به دنبال تمام  کمال وزیبای به تمام معنی می کردد ودیگران رابا اوعوضی می گیرد. 

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم      از دوست بمانیم وبه مقصد نرسیدیم 

 صبح تاشب دردرون خود نیاز به محبوب حقیقی رااحساس می کندجوان عزیز این گمشده کیست؟تااورانیابی به آرامش نخواهی رسید چراکه فرمود:            

 الابذکرالله تطمئن القلوب.                                                       

اری گمشده انسانها دراین دنیای پرازظلمت وتاریک  الله است که نور اسمانها وزمین است الله نوراالسموات والارض که تمام خوبیهاوزیبائیهارا داراست  صاحب همه کمالات است    حسن ان دارد که یوسف افرید.   انسان اگرعاشق کسی می شودبرای این است که دراوخوبی وکمالی می بیند جرابایدعاشق خداشویم و خدارا دوست بداریم جون او همه قدرت وهمه علم وتمام نور  زیبائی ومهربانی وعزت ورحمت است اگراورابشناسی حتما اورادوست خواهی داشت واورابا دیگران ودنیای بی ارزش عوض نخواهی کرد.  والله خیر وابقی  . به این واژه ها دقت کن: ارحم الراحمین خداازمادر به انسان مهربانتروازهمه بهتراست. کریم  رحیم   نور  رئوف  عفو  غفور  رحمن  رزاق  عزیز  غنی قوی    هادی   باقی و......     اگرمی خواهی اورابشناسی شناسنامه او دردعای جوشن کبیر واسماء حسنای اوست نامهای نیکوبرای خداست اورابه ان نامهابخوانید.  الله مبدا ومنبع همه خوبیهاوسرجشمه  نیکیها وخیرات است. خداشناسی بدون شناخت جانشین او فایده ندارد. معرفت خداارتباط تنگاتنگ باشناخت امام زمان داردکه گمشده دیگرماست .  درسخن امام حسین علیه السلام امده است که شناخت خدارا همان  شناخت امام زمان معرفی نموده است.   امام زمان آئینه تمام نمای خداست. اوکه جانشین خداست خوبیهای خدارا داراست دوست عزیزوقتی که بااواشنا شدی واشتی کردی جه وظیفه ای داری؟وظیفه این است که جوانان وانسانهایی راکه هنوز گمشده دارند وخودشان نیزدرتاریکی دنیا گم شده اندوشبانه روزدنبال سراب می روند دستگیری وهدایت کنی . هدایت به سوی زیبائی مطلق . به سوی نور به سوی الله وبه سوی قران واهل البیت  درفضای تاریک  دهکده جهانی   عزیزم   شماازنور بنویس  ازخوبیها بنویس  نیکیها وخوبیهارامنتشر کن وثابت قدم باش  جراکه خدای سبحان می فرماید: ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت  اقدامکم اکرخدارایاری کنید خداشمارایاری می کند وقدمهای شمارااستوار می گرداند.

نوشته شده توسط نورفاتحی در پنج شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت 21:45 | لینک ثابت | نظر دهید

 

   

بنام خدا

به درستي که زندگي و عملکرد رسول خداصلي الله عليه وآله براي شما اسوه و سرمشق نيکويي است، با توجه به مفهوم واژه اسوه، منظور آيه اين خواهد بود که اگر مي خواهيد در مسير صراط مستقيم قرار گيريد، به رسول خداصلي الله عليه وآله اقتدا کنيد و از رفتار و کردار او پيروي و تبعيت کنيد. البته، قرآن بلافاصله اين هشدار را نيز مطرح مي سازد که تنها کساني مي توانند پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله را الگو و سرمشق خود قرار دهند که به خدا و روز رستاخيز اعتقاد داشته باشند و هرگز در لحظات زندگي خويش از ياد خدا غافل نگردند.
با توجه به آنچه گذشت، در شرايط کنوني - که استکبار جهاني و ايادي جيره خوار آن با تمام قوا ارزش هاي اصيل اخلاقي و اعتقادي مسلمانان و بلکه همه مکاتب الهي را مورد تهاجم قرار مي دهند و کوشش مي کنند تا از طريق به فراموشي سپردن اين گنجينه هاي عظيم تمدن بشري راه را براي چپاول همه جانبه خود هموار سازند - يکي از مؤثرترين شيوه هاي مقابله با اين حملات ناجوانمردانه، آن است که براي نسلي که از همه بيش تر در معرض نوک تيز تهاجم دشمن قرار دارد. از ميان شخصيت هاي برجسته اسلامي که عملکرد و رفتار و اخلاق ايشان آيينه تمام نماي فرهنگ اصيل اسلامي است; کساني به عنوان سرمشق و اسوه معرفي شوند تا از طريق اقتدا به ايشان با ترفندهاي دشمنان کمالات و ارزش هاي معنوي به بهترين وجه مقابله گردد.
در اين راستا، توجه به حفظ سلامت فکري و اعتقادي قشر بانوان از اهميت و ضرورت بيش تري برخوردار است; چرا که همواره در طول تاريخ خطرناک ترين نقشه هاي دشمنان از طريق نفوذ و ايجاد تغيير در نوع تفکر و بينش اين قشر از جامعه عملي شده است.
به علاوه، حفظ سلامت بينش و ديدگاه هاي ارزشي بانوان هر جامعه اي به لحاظ نقش بسيار مهمي که در تربيت نسل جديد دارد، تضمين کننده سلامت فکري و فرهنگي ساير اقشار نيز محسوب مي شود.
يکي از چهره هاي برجسته جهان اسلام، به دليل برخورداري از ويژگي هاي منحصر به فرد در تمام زمينه ها مي تواند يک الگو به تمام معني در همه اعصار مطرح شود، حضرت زينب عليها السلام است.همان گونه که اين بانوي گران قدر در يکي از حساس ترين برهه هاي تاريخ اسلام، از طريق تدبير و فداکاري و شهامت وانست خطري را که متوجه کيان اسلام بود، برطرف سازد. امروز نيز بانوان جامعه اسلامي مي توانند از طريق اقتدا به سيره و عملکرد و فضايل شيرزن کربلا حضرت زينب کبري عليها السلام همه دسيسه هاي ناجوان مردانه استکبار جهاني را خنثي نمايند.اين نوشتار، که با هدف گرامي داشت سال روز ميلاد عقيله بني هاشم به نگارش درآمده، مي کوشد تا پس از مروري کوتاه به وقايع زندگي آن حضرت، اشاره اي نيز به برخي از کمالات و فضايل والاي ايشان گردد.
سرگذشت زينب عليها السلام
بنا به قول مشهور، حضرت زينب عليها السلام سومين فرزند فاطمه زهراعليها السلام در روز پنجم جمادي الاول سال پنجم يا ششم هجري چشم به جهان گشودند. در اين زمان، پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در خارج از مدينه بودند. اميرالمؤمنين عليه السلام نام گذاري اين کودک را به تاخير انداختند تا رسول خداصلي الله عليه وآله به مدينه برگشتند. آن حضرت به فرمان الهي نام اين مولود مبارک را زينب گذاشتند و توصيه فرمودند که اين طفل را همواره گرامي بداريد; چون او شبيه جده اش خديجه کبري عليها السلام است. يعني همان گونه که حضرت خديجه عليها السلام در آغاز بعثت با شجاعت و فداکاري متحمل زحمات زيادي شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زينب عليها السلام نيز با صبر و ايثار و تحمل سخت ترين فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگيري به عمل مي آورند. در توصيف آن حضرت مي گويند: حضرت در وقار شخصيت چون جده اش حضرت خديجه عليها السلام و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهراعليها السلام بودند.
زينب کبري تا حدود پنج يا شش سالگي، تحت اشراف شخص پيامبراکرم صلي الله عليه وآله و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهراعليها السلام پرورش يافت و از اين پس، مسؤوليت تربيت و پرورش او به عهده علي عليه السلام گذارده شد. تا اين که در سال هفدهم هجري به همسري پسرعمويش، عبدالله بن جعفر درآمد. آن گاه که مردم با اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام بيعت کردند، حضرت براي ياري پدر از مدينه به کوفه رفت و در مدت پنج سال دوران سخت حکومت علي عليه السلام، همواره يار و تسکين بخش غم هاي پدر بودند و زنان کوفه را آموزش مي دادند... چون علي عليه السلام در محراب عبادت با شمشير ابن ملجم مرادي ضربت خوردند، پرستاري آن حضرت را برعهده گرفتند و به دنبال شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و هنگام نوبت مامت برادر بزرگشان امام حسن عليه السلام در کنار برادر قرار گرفتند و آن گاه که امام حسن عليه السلام از کوفه به مدينه برگشتند، به همراه ايشان حضرت زينب عليها السلام نيز به مدينه آمدند. وقتي که در سال پنجاه هجري معاويه حضرت امام حسن عليه السلام را مسموم کرد باز غم خواري و پرستاري برادر با زينب بود و پس از شهادت امام حسن عليه السلام در خدمت امام حسين عليه السلام بودند و زماني که در سال شصت هجري امام حسين عليه السلام عازم مکه شدند، به همراه آن حضرت از مدينه خارج شدند و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت به قيام اباعبدالله عليه السلام تلاش مي کردند و لحظه اي از آن حضرت جدا نشدند. نقل مي کنند در جريان حرکت به سوي عراق ابن عباس به امام حسين عليه السلام گفت اگر ناگزير بايد به اين سفر برويد، حداقل اين زنان و بچه ها را با خود نبريد.
در اين لحظه، حضرت زينب عليها السلام خطاب به ابن عباس فرمودند:... سوگند به خدا از حسين جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگي کرده و با او مي ميرم. (1)
در روز عاشورا با ايثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و... فداکاري در راه خدا را به حدي رساند که حتي ملکوتيان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوراي سال شصت هجري به بعد رسالت پيام رساني خون شهيدان و سرپرستي و رهبري اسيران نهضت عاشورا را برعهده گرفت و لحظه اي از حمايت امام زين العابدين عليه السلام غافل نگشت و بارها در اين سفر خوف ناک جان آن حضرت را از خطراتي که او را تهديد مي کرد نجات بخشيد. حضرت زينب با ايراد خطبه هاي آتشين پايه کاخ هاي ستم بني اميه را به لرزه درآورد و در يک کلام، با اين کار همه تبليغات و نقشه هاي دشمنان را خنثي و نفاق منافقان را رسوا و غفلت غافلان را برطرف ساخت. اگر تلاش بي نظير و فداکاري کامل زينب نبود، به يقين جريان کربلا را بني اميه يا به فراموشي مي سپردند يا از مسير حيات بخش خود منحرف مي کردند و به قول شاعر:
سر ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود
کربلا در کربلا مي ماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابري از ريا مي ماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ سيل انقلاب
پشت کوه فتنه ها مي ماند اگر زينب نبود (2)
آن حضرت سرانجام، پس از انجام کامل اين رسالت سنگين يک سال و نيم پس از جريان عاشورا در رجب سال شصت و دو هجري با کوله باري از غم و اندوه چشم از جهان فرو بست.
فضايل و اوصاف زينب عليها السلام
حضرت زينب عليها السلام به اعتراف همه تاريخ نويسان، آراسته به همه فضايل و خصلت هاي والاي اخلاقي و الهي بودند و در سايه اين کمالات به مرتبه اي از منزلت انساني دست يافتند که شايستگي محرم راز الهي و امين ودايع امامت و ولايت بودن را حداقل در بخشي از عمر شريفشان به خود اختصاص دادند. (3) حضرت اين را به برکت عنايات خاص الهي و پاکي سرشت و نحوه تربيت و پرورش در دامن پيامبرصلي الله عليه وآله و فاطمه عليها السلام و اميرالمؤمنين عليه السلام و تلاش هايي که در راستاي کسب سجاياي اخلاقي و به جاي آوردن عبادات و فرامين الهي انجام داده بود به دست آورد. القابي که براي آن حضرت نقل شده است به گوشه هايي از عظمت شخصيت اين بزرگ بانوي اسلام دلالت دارند. از جمله: عالمه غير معلمه، نائبه الزهراء، عقيله النساء، الکامله، وليدة الفصاحة، صديقة الصغري، معصومة الصغري، صابرة محتسبه، بطلة کربلا، سليلة الزهراء، امينة الله، محدثه، ناموس کبريا، قرة عين مرتضي، عقيلة بني هاشم، محبوبة المصطفي، زاهده، عابده، نابغة الزهرا، سر ابيها و...
همان گونه که بيان شد، تک تک اين لقب ها به گوشه کوچکي از فضيلت ها و اوصاف برجسته آن حضرت دلالت دارند، به عنوان نمونه، درباره برخي از اين اوصاف و کمالات توضيح مختصري در اين قسمت ارائه مي گردد:
1. خداشناسي و عرفان: بي شک همه کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بيان ابعاد مختلف شخصيت بي نظير اين بانوي بزرگوار، به درجه بالاي عرفان و خداشناسي او دلالت دارد. اگر مرتبه توحيدش قريب به مرتبه توحيد حضرات معصومان نبود، هرگز نمي توانست سکان دار طوفان کربلا باشد.
هنوز کودکي بيش نبود که از پدر بزرگوارش علي عليه السلام سؤال کرد: آيا مرا دوست داري؟ حضرت فرمودند: بله دخترم; فرزندان ما پاره هاي جگرهاي ما محسوب مي شوند. آن گاه زينب عليها السلام عرض کرد: محبت و خدا دوستي با حب فرزندان در قلب مؤمن چگونه جمع مي گردد؟ اگر گريزي از اين دو امر نيست، بايد گفت: دوستي محض از آن خدا و مهرورزي براي فرزندان است. با اين بيان، دختر زهراعليها السلام کمال معرفت خود را در توحيد خالص به نمايش گذاشت.
در همان دوران کودکي حضرت زينب عليها السلام، پدر بزرگوارشان به او فرمودند: دخترم! بگو: يک زينب گفت: يک. آن گاه علي عليه السلام فرمودند بگو: دو. در اين لحظه حضرت زينب سکوت کردند. چون سکوت ايشان طول کشيد علي عليه السلام فرمودند: دخترم! چرا سکوت کردي؟ عرض کرد: پدر جان با زباني که
گفته ام يک، توان دو گفتن را ندارم. اميرمؤمنان علي عليه السلام از اين پاسخ بسيار عميق دخترشان خيلي خوشحال شدند و او را که در اين حال طفلي بيش نبودند، مورد تفقد و محبت قرار دادند. (4)
2. علم و دانش: براي شناخت مقام علمي حضرت زينب عليها السلام مي توان به امور زيادي پي برد که از جمله آن هاست:
- خطبه هاي بسيار بلند و پرمحتوايي که از آن بانوي گرامي به جاي مانده است.
- به شهادت همه تاريخ نويسان در کوفه، کلاس هاي تفسير و آموزش قرآن داشتند و زن هاي کوفه را با قرآن و احکام اسلامي آشنا مي ساختند.
- راويان بزرگي چون عبدالله بن عباس از او روايت هاي زيادي را نقل مي کند که از جمله اين روايات است خطبه تاريخي حضرت زهراعليها السلام، اين در حالي است که زينب در زمان خوانده شدن اين خطبه پنج يا شش سال بيش تر نداشتند و ابن عباس با اين عبارت از آن حضرت در رواياتي که از او نقل مي کند، ياد کرده است: «حدثني عقيلتنا زينب (5) «بانوي فهيم و انديشمند ما زينب بر من چنين روايت کردند.» و برخي از او با تعبير حبر و بحر يعني سرشار از علم و درياي علم ياد مي کنند. حتي زماني که در مجلس يزيد آن خطبه آتشين را بيان کردند، يزيد درباره اش گفت: اينان خانداني هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پيامبر به ارث برده اند و آن را با شير مادر نوشيده اند. (6) و از شيخ صدوق روايت شده است که زينب به جهت علم و دانش زيادي که داشتند، از سوي امام حسين عليه السلام نيابت خاص داشت و مردم در مسائل شرعي (حلال و حرام) به ايشان رجوع مي کردند. در يک مورد نقل شده است روزي امام حسن و امام حسين عليهما السلام درباره بعضي از سخنان پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله با هم گفت وگو مي کردند، حضرت زينب عليها السلام وارد شدند و در بحث ايشان شرکت کردند و مساله را با تمام صوري که داشت با تفصيل تمام تبيين فرمودند. حضرت امام حسن عليه السلام وقتي اين توانايي فوق العاده خواهر را ديدند، خطاب به او فرمودند: «انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة...» (7) به راستي که تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستي.
3. عبادت و بندگي: گرچه سراسر زندگي حضرت زينب عليها السلام براي حفظ و احياي معارف اسلامي سپري شد، که همه آن ها با هدف اطاعت از اوامر الهي انجام مي گرفت اما آن حضرت در عبادت به معني خاص نيز از موقعيت برجسته اي برخوردار بودند. در سخت ترين شرايط نيز به طور کامل به انجام وظايف عبادي اهتمام مي ورزيدند.
حضرت سجادعليه السلام مي فرمايند:عمه ام زينب در جريان حادثه کربلا با آن همه مشکلات حتي در شب عاشورا و شب يازدهم محرم نيز نماز شب را ترک نکردند. (8) امام حسين عليه السلام به اندازه اي به خلوص و بندگي زينب اعتقاد داشتند که هنگام وداع خطاب به او فرمودند: يا اختاه لا تنسيني عند نافلة الليل. (9) خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن.
باز امام سجادعليه السلام مي فرمايند: عمه ام زينب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مي داشت. در برخي از منازل بين راه مي ديدم که او از فرط خستگي و رنجوري ناشي از آزار دشمن، نمازهايش را در حال نشسته مي خواند. (10)
همه اين وقايع به خوبي از اهتمام کامل حضرت زينب به عبادات خبر مي دهد و درست به دليل برخورداري از اين ويژگي بوده است که يکي از القاب آن حضرت «عابده آل علي عليه السلام » انتخاب شده است.
4. شجاعت و شهامت: برخورد حضرت زينب عليها السلام در برابر دشمنان بسيار اعجاب انگيز است. وي با ستمگران با تمام وجود به مبارزه برخاست در حالي که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه بي نظيري را در حضور دژخيمان ايراد نمود و جاعت بي مانندي را از خود به نمايش گذاشت.
يکي از نويسندگان در آن باره مي نويسد: برخورد و عکس العمل زينب در برابر دشمنان بسيار اعجاب انگيز است آنان در حالي که در اوج قدرت بودند، به تندي برخورد کرد. زينب شيرزني از خاندان بني هاشم است، آن چنان با صداي بلند ندا سرداد که کاخ سلطنت امويان ستمگر و غاصب از جاي کنده شد و در مجلس يزيد سفاک سخنراني مهمي انجام داد که او و اطرافيانش را مفتضح نمود. (11)
5. حجاب و عفاف: زينب کبري عليها السلام در رعايت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بي بديل هستند. مرحوم علامه مامقاني مي نويسند: زينب در حجاب و عفاف يگانه است احدي از مردان در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا او را نديده بودند. (12)
فردي به نام يحيي مازني مي گويد: من در مدينه مدت زيادي در همسايگي حضرت علي عليه السلام به سر مي بردم، اما در اين مدت به خدا قسم هرگز زينب را نديدم و حتي صداي او را هم نشنيدم. (13)
آن حضرت نه تنها در حالت عادي بلکه در بحراني ترين لحظات زندگي خود به مساله حجاب و عفاف اهتمام کامل داشتند. فردي روايت مي کند: «وقتي اسراي کربلا را وارد کوفه مي کردند امام سجاد را ديدم که بر شتري بدون روپوش سوار کرده اند ... در اين هنگام بانويي را ديدم که بر شتر برهنه اي سوار است سؤال کردم که او کيست؟ جواب دادند: او زينب کبري است. اين بانو خطاب به مردم کوفه مي گفت: اي مردم چشم هاي خود را از ما بپوشانيد آيا از خدا و رسولش شرم نمي کنيد به حرم و خاندان پيامبرخداصلي الله عليه وآله در حالي که پوشش و حجاب مناسبي ندارند نگاه مي کنيد. (14)
نقل کرده اند پس از حادثه کربلا هر وقت که از شام و کوفه صحبت مي شد، حضرت زينب چون به ياد ان ايام، که بدون پوشش مناسب خاندان پيامبر را از کوچه هاي اين دو شهر عبور داده بودند، به شدت متاثر مي شدند.
6. گذشت و ايثار: روزي علي عليه السلام مستمندي را به خانه آوردند تا از او پذيرايي کنند. وقتي از حضرت فاطمه عليها السلام پرسيدند آيا در خانه چيزي هست که با آن از مهمان عزيزمان پذيرايي کنيم؟ آن حضرت فرمودند: به غير از مختصر غذايي که براي زينب کنار گذاشته ام، چيزي وجود ندارد. در اين لحظه که حضرت زينب عليها السلام چهار سال بيش تر نداشتند، خطاب به مادر فرمودند: مادر جان غذاي مرا به مهمان بدهيد. (15)
اوج ايثار و فداکاري و گذشت دختر علي عليه السلام در روز عاشورا به نمايش گذاشته مي شود. نقل مي کنند: صبح روز عاشورا در حالي که دو فرزند خود محمد و عون را به همراه داشت، خدمت امام حسين عليه السلام رسيد. عرض کرد: جدم ابراهيم خليل قرباني خدا را به جاي قرباني شدن اسماعيل از خداوند جليل پذيرفت. برادر جان تو نيز امروز اين دو قرباني مرا بپذير و اگر دستور جهاد از بانوان برداشته نمي شد، هزار بار جان خود را در راه محبوب فدا مي کردم و هر ساعت خواستار هزار بار شهادت مي شدم. (16)
آن گاه فرمود: دوست دارم فرزندانم جلوتر از برادرزادگانم به ميدان بروند. و وقتي که اين دو نوگل زينب، پس از پيکار با دشمن به درجه رفيع شهادت در رکاب امام حسين عليه السلام نايل آمدند و پيکرهاي غرق به خون آنان را به کنارخيمه ها آوردند، همه زنان از خيمه ها بيرون آمدند اما زينب کبري عليها السلام براي اين که مبادا اباعبدالله عليه السلام خجالت زده شوند، از خيمه خود بيرون نيامدند. (17)
در لحظات پاياني ظهر عاشورا وقتي بالاي سر پيکر خونين برادر و مقتداي خود امام حسين عليه السلام آمدند، با اين جمله: پروردگارا اين هديه و قرباني را از اهل بيت پيامبرصلي الله عليه وآله قبول فرما، نهايت اخلاص و فداکاري خود را به جهانيان اعلام کردند...
علاوه بر اين اوصاف، زينب کبري عليها السلام در صبر و بردباري ،زهد و تقوا، اخلاص و مديريت و تدبير و فصاحت و بلاغت و... بي نظير بودند.
بي تديد در شرايط سخت کنوني اگر بانوان جوامع اسلامي سيره عملي و اوصاف اخلاقي شيرزن کربلا را الگو و اسوه خود قرار دهند، هيچ يک از نقشه ها و ترفندهاي دشمنان ارزش هاي اسلامي و انساني به نتيجه نخواهد رسيد، و روز به روز به جاي افول ارزش ها و فضايل شاهد شکوفايي هر چه بيش تر آن ها خواهيم بود و بي شک در صورت تحقق چنين مهمي زمينه سعادت دنيا و آخرت براي مسلمانان مهيا خواهد شد.
پي نوشت ها:
1. خصائص الزينبيه، ص 283
2. قسمتي از شعر زخمي ترين فرياد، سروده قادر طهماسبي (فريد)
3. امام حسين عليه السلام در آخرين ساعات زندگي خود امانات الهي را به زينب عليها السلام سپرده و حمايت و حفاظت از حضرت سجادعليه السلام را به ايشان سفارش مي کنند و امام سجادعليه السلام نيز در بيان احکام و برخي مسايل ولايت يابت خاصه به او داده بودند.
4. خصائص الزينبيه، ص 309
5. سفينة البحار، ج 1، ص 558
6. بحارالانوار، ج 45، ص 137
7. السيدة زينب، محمود شرقادي، ص 98
8. زينب کبري، فريادي بر اعصار، ص 23
9و10. زينب کبري، ص 62 / ص 63
11. مرقد العقيله زينب، ص 21
12. تنقيح المفال، ج 3، ص 79
13. زينب کبري، ص 22،
14- مقتل مقرم، ص 371
15. رياحين الشريعه، ج 3، ص 64
16. الطرز المذهب، ص 74
17. منتخب التاريخ، ص 275
به نقل ازحوزه نت 
www.zeynaby.com

نوشته شده توسط نورفاتحی در سه شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 17:49 | لینک ثابت | نظر دهید

  نمايش تصوير در وضيعت عادي  نمايش تصوير در وضيعت عادي نمايش تصوير در وضيعت عادي 

     

نيايشهاي عارفانه شهيد چمران دل هرخداترسي رابه لرزه اي وا ميدارد تا بداند عشق نه اين بازيهاي خياباني است و نه افسانه هاي اساطيري ,بلکه تعالي روح بشر است به معشوقي که دل دادگي مطلق ازآن اوست .                                                                              
مجاهدي خستگي ناپذيرکه نامش هنوز زينت بخش ميدانهاي جنوب لبنان و جنوب ايران است . بايد مصطفي را درگفتار جوان 22ساله اي جستجو کرد که درآمريکا متولد شده ودرپي يافتن خود با روح بلند وعاشق اين مردبزرگوار آشنا شده وازآن پس باشنيدن نامش اشک فراق درگوشه چشمانش حلقه ميزند.متن زيرمناجاتي به يادگارمانده ازاين عارف جاودان است که پيش ازشهادتش به نگارش درآمده است .بسم الله الرحمن الرحيم من اعتقاد دارم که خداي بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجي که در راه خدا تحمل کرده است پاداش مي دهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است که در اين راه تحمل کرده است، و مي بينيم که مردان خدا بيش از هر کس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علي بزرگ را بنگريد که خداي درد است که گويي بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين را نظاره کنيد که در دريايي از درد و شکنجه فرو رفت که نظير آن در عالم ديده نشده است ، و زينب کبري را ببينيد که با درد و رنج انس گرفته است .درد دل آدمي را بيدار مي کند ، روح را صفا مي دهد ، غرور و خود خواهي را نابود مي کند. نخوت و فراموشي را از بين مي برد ، انسان را متوجه وجود خود مي کند .انسان گاهگاهي خود را فراموش مي کند ، فراموش مي کند که بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچيز و آسيب پذير است ، فراموش مي کند که هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نمي پايد، فراموش مي کند که جسم مادي او نمي تواند با روح او هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و غرور و قدرت مي کند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود ، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيتهاي عيني وجود ، به پيش مي تازد و از هيچ ظلم وستم رو گردان نمي شود. اما درد آدمي را به خود مي آورد ، حقيقت وجود او را به آدمي مي فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک مي کند و دست از غرور کبريايي برمي دارد ، و معني خودخواهي و مصلحت طلبي و غرور را مي فهمد و آن را توجه نمي کند .              
خدايا تو را شکر مي کنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم .                                                                        
خدايا هدايتم کن زيرا مي دانم که گمراهي چه بلاي خطرناکي است .          
خدايا هدايتم کن که ظلم نکنم زيرا مي دانم ظلم چه گناه نابخشودني است .
خدايا ارشادم کن که بي انصافي نکنم زيرا کسي که انصاف ندارد ، شرف ندارد .
خدايا راهنمايم باش تا حق کسي را ضايع نکنم که بي احترامي به يک انسان همانا کيفر خداي بزرگ است. خدايا مرا از بلاي غرور وخودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم .خدايا پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق وبرق عالم خاکي مرا از ياد تو دور نکند .خدايا من کوچکم ، ضعيفم ، ناچيزم ، پر کاهي در مقابل طوفانها هستم . به من ديده عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال ترا براستي بفهمم و بدرستي تسبيح کنم .اي حيات با تو وداع مي کنم با همه زيباييهايت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و درياها و صحراها ، با همه وجود وداع مي کنم . با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي روم و از همه چيز چشم مي پوشم. اي پاهاي من ، مي دانم شما چابکيد، مي دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت از رقيبان ربوده ايد ، مي دانم فداکاريد ، مي دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوي شهادت صاعقه وار به حرکت در مي آئيد ، اما من آرزوئي بزرگتر دارم ، من مي خواهم که شما به بلندي طبع بلندم ، به حرکت در آئيد ، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد ، به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد . اين پيکر کوچک ولي سنگين از آرزوها ونقشه ها واميدها ومسئوليتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانيد .اي پاهاي من در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد . شما سالهاي دراز به من خدمت کرده ايد ، از شما مي خواهم که در اين آخرين لحظه نيز وظيفه ي خود را به بهترين وجه ادا کنيد . اي پاهاي من سريع وتوانا باشيد ، اي دستهاي من قوي ودقيق باشيد ، اي چشمان من تيزبين وهوشيار باشيد ، اي قلب من ، اين لحظات آخرين را تحمل کن ، اي نفس ، مرا ضعيف وذليل مگذار ، چند لحظه بيشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول مي دهم که چند لحظه ديگر همه شما در استراحتي عميق وابدي آرامش خود را براي هميشه  بيابيد وتلافي اين عمر خسته کننده واين لحظات سخت و سنگين را دريافت کنيد. چند لحظه ديگر به آرامش خواهيد رسيد،آرامشي ابدي.ديگر شما را زحمت نخواهم داد.ديگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. ديگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم کرد.ديگر به شما بي خوابي نخواهم داد و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهيد زد. از گرسنگي و گرما و سرما شکوه نخواهيد کرد. و براي هميشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهيد بود. اما اين لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگي و عالم، لحظات لقاي پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد.خدايا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک مي جوشد ، مي لرزد ، مي سوزد و خاکستر مي شود. اشک شده ام و ديگر هيچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قرباني شوم و بر خاک ريخته شوم واز وجود اشکم غنچه اي بشکفد که نسيم عشق و عرفان وفداکاري از آن سرچشمه بگيرد .خدايا تو را شکر مي کنم که باب شهادت را به روي بندگان خالصت گشوده اي تا هنگامي که همه راهها بسته است و هيچ  راهي جز ذلت و خفت و نکبت باقي نمانده است مسح توان دست به اين باب شهادت زد و پيروزمند و پر افتخار به وصل خدائي رسيد.   ايران بلاک     
 

نوشته شده توسط نورفاتحی در شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 18:28 | لینک ثابت | نظر دهید

  

 

 نمايش تصوير در وضيعت عادي

 

 

  به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت. مادر، جهل حاکم بر يک جامعه انسانها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت مکمل هاي اين جهل اند و شايد قرنها طول بکشد که انساني از سلاله پاکان زائيده شود و بتواند رهبري يک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گيرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داري که من براي يک اطلاعيه امام حاضر بودم بميرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سينه و وجود گنديده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنند تا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يک شهيد بپذيرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهاي سازش کار و بي تفاوت و متاسفانه جواناني که شناخت کافي از اسلام ندارند و نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و چه هدفي دارند و اصلا چه مي گويند بسيارند. اي کاش به خود مي آمدند. از طرف من به جوانان بگوئيد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخيزيد و اسلام را و خود را دريابيد نظير انقلاب اسلامي ما در هيچ کجا پيدا نمي شود نه شرقي - نه غربي؛ اسلامي که : اسلامي ... اي کاش ملتهاي تحت فشار مثلث زور و زر و تزوير به خود مي آمدند و آنها نيز پوزه استکبار را بر خاک مي ماليدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندين سال طول مي کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بيرون ببرد ولي روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را مي شناختند و نه باريش زحمت و رنجي متحمل شده اند از هر طرف به اين نو نهال آزاده ضربه زدند ولي خداوند، مقتدر است اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام کاري‌ترين ضربات را بر پيکر ظلم، جور،شرک و الحاد مي‌زند و خواهد زد. ببين ما به چه روزي افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشيده است ولي چاره اي نيست اينها سد راه انقلاب اسلاميند ؛ پس سد راه اسلام بايد برداشته شودند تا راه تکامل طي شود مادر جان به خدا قسم اگر گريه کني و به خاطر من گريه کني اصلا از تو راضي نخواهم بود. زينب وار زندگي کن و مرا نيز به خدا بسپار ( اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلک) .
و السلام؛              
ايران بلاگ     

نوشته شده توسط نورفاتحی در جمعه ۲۷ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 18:45 | لینک ثابت | نظر دهید

                                         

                                           

                                                 

                                                

                                                                                                                            

                                                

 


خداوندا! روزي شهادت مي‏خواهم که از همه چيز خبري هست، الا شهادت  

 ... خداوندا! فقط مي‏خواهم شهيد شوم، شهيد در راه تو. خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا! روزي شهادت مي‏خواهم که از همه چيز خبري هست، الا شهادت...با تمام وجود درک کردم که عشق واقعي تويي و عشق به شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق است.نمي‏دانم چه بايد کرد؛ فقط مي‏دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‏باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‏يابم. هر موقع آماده مي‏شوم چند کلمه‏اي بنويسم، آن­قدر حرف دارم که نمي‏دانم کدام را بنويسم؟ از درد دنيا، از دوري از شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا و هزاران هزار حرف ديگر که در يک کلام اگر نبود اميد به حضرت حق واقعاً چه بايد مي‏کرديم؟!راستي چه بگويم؟ سينه‏ام از دوري دوستان سفر کرده، از درد، ديگر تحمل ندارد. خداوندا! تو کمک کن چه کنم؟ فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا! خود مي‏دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهيدم عقب مانده‏ام و دوران سخت را بايد تحمل کنم. اي خداي کريم! اي خداي عزيز و رحيم و کريم! تو کمک کن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.وقتي به عکس نگاه مي‏کنم، از درد سختي که تمام وجودم را مي‏گيرد، ديگر تحمل ديدن ندارم. دوران لطف بي‏منتهاي حضرت حق، دوران جهاد، دوران عشق دوران، رسيدن آسان به حضرت حق. واي! من بودم نفهميدم. واي! من هستم که بايد سختي دوران را طي کنم. الله‏اکبر؛ خداوندا! خودت کمک کن. خداوندا! تو را به خون شهداي عزيز و همه بندگان خوبت قسم مي‏دهم شهادت را در همين دوران نصيب بفرما. و توفيقم بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم.

فرازهايي از وصيت‏نامه شهيد احمد کاظمي

نوشته شده توسط نورفاتحی در چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 14:43 | لینک ثابت | نظر دهید

بسم الله الرحمن الرحيم 


 

 

اين وصيت نامه هايي که اين عزيزان مي نويسند مطالعه کنيد 50 سال عبادت کرديد وخداقبول کند يک روز هم يکي ازاين وصيت نامه هارا مطالعه کنيد وفکر کنيد اگر اين ياسداري است که کنارسنکر نمازشب مي خواند وجانش رادرمحل خطرقرار مي دهد ووصيت نامه  مي نويسدآنطوروصيت ها اگراينهامسلمان هستند خوب من جه مي گويم ؟تفکرکنيد وقدري ازاينهاتعليم وتعلم ييدا کنيد صحيفه نور امام خميني*وصيت نامه شهيد نصرالله جمشيدي شهادت شلمچه عمليات کربلاي10 سن 23اين شهيد عزيزخلق وخوي بسيارزيبا داشت ازروحيات ايشان تواضع وسادگي روحيه شادوبا نشاط ظلم ستيزي خوش برخوردنوازش کودکان وجاذبه عالي بود اميدواريم که باکلام اين ستاره هاي روشن راه خدا رابيابيم وقتي به اوگفتند خانه براي خود ت تهيه نمي کني؟ گفت من يک خانه دارم که 2 متر است منظورش خانه قبربود خداوند در انقلاب وجنگ اينطور جوانان را متحول نمودکه نمونه اي ازاين تحول دروصيت شهدا اشکاراست. وصيت نامه شهيدنصرالله جمشيدي مسئول بسيج لشکر??ثارالله بسم الله الرحمن الرحيم اللهم فاقبل عذري وارحم شده ضري وفکني من شد وثاقي يارب ارحم ضعف بدني بارالها بيذير ازکرمت يوزشم عاجزم وناتوان بنده بي ارزشم     به حال زارم بود ترحمي خواهشم     بده نجات اي خداازآتش دوزخت

  بارالها توئي خالق اين جسم وجان    

ترحمي کن زلطف براين تن ناتوان      

به نازکيهاي پوست وسستي استخوان     

               قادري  ومقتدر غافري ومهربان

 برهمه مسلمانان واجب است که وصيت نامه داشته باشندومن نيزبرخود واجب ديدم که دست به قلم ببرم وبا نوشتن چند خطي بعنوان وصيت ،خداراازخود خشنود کنم وتکليفم راانجام داده باشم واين وصيت نامه اي است که در سنگر اطلاعات وعمليات درمقابل تصاوير تعدادزيادي ازشهداي اطلاعات ازجمله احمد ميرزاپور ومسعود ديندار مي نويسم قالوا انالله وانااليه راجعون :مابفرمان خدا امده وبه سوي اورجوع خواهيم کرد خدايامراچنان ياري کن که بتوانم تورابشناسم وچنان شناختي به من بده که بتوانم تورادرک کنم تاعشق به توپيدا کنم وچنان عشق خودت رادر دل من بگستران که در ان محوشوم وبه سوي توبيايم وسعادتي نصيبم کن که من هم به جمع شهدا افزوده شوم ومرگم شهادت درراه توباشدوفقط به خاطرتو جان بدهم وهيج هدف وشوق ديگري دردل نداشته باشم .بارخداياازتوتشکر مي کنم که دراين زمان و عصر به مااين نعمت بزرک رادادي تا شايد بتوانيم خودمان راپاک گردانيم ومسلمان شويم وبراي ياري دين توبپا خيزيم  وهوي وهوس راکنار بگذاريم وبخاطرياري اسلام ازدنيا برويم. خواهران وبرادران هميشه ودرهمه جاودرهرحال پشتيبان امام وانقلاب واسلام ورزمندان باشيد زيرا اين اعمال شما موجب مي شود که جنک بزودي وبه نفع مسلمين خاتمه يابد.فريب افراد جاه طلب رانخوريد که اين کارموجب دوري از خداو شکست شماست . از خدابترسيد زيرا خداوند ناظربرتمامي اعمال شماست وطبق کفته امام عزيزمان عالم محضرخداست درمحضرخدامعصيت نکنيد.غيبت نکنيد که موجب قساوت قلب مي شود.      به اهل بيت عصمت وطهارت بيشترتوسل بجوئيد و براي نجات اسلام وسلامتي امام وظهورامام زمان دعاکنيد   وبه نمازجماعت اهميت دهيد و هنگام نماز به چيزديگري فکرنکنيدواگر زندگاني راساده تربگذرانيد سبک ترهستيدوازدلبستگيهاي دنيا رها شويد همانطورکه علي از دنيا دست کشيد. ازبابت جنگ خيالتان راحت باشد درهرزمان وعصر ودوره اي جنگ بوده ودرمقابل حق باطل بوده ودرمقابل اسلام کفربوده درمقابل موسي فرعون درمقابل پيغمبراسلام صلي الله عليه واله ابوسفيان درمقابل امام حسين يزيدودرمقابل موسي کاظم عليه السلام هرون ودرمقابل انقلاب اسلامي ماهم صدام وامريکا واسرئيل وديگر جنايتکاران بايد باشند ويکي ازدلايل برحق بودن انقلابمان همين جنگ است که انقلاب مارابه انقلاب پيامبران وامامان شبيه مي سازد. وانشاءا باطل نابود شدني است چون خود خدا فرموده :جاءالحق وزهق الباطل وهمواره حق پيروز است. لذا شماهم صابرباشيدکه خداصابرين رادوست دارد.ازيدر ومادرم بسيار عذرمي خواهم جراکه از کودکي تابحال به غيرازرنج وزحمت حيز ديگري ازطرف من عايدشان نشده وازاينکه نتوانستم درکارهاي خانه وغيره همدستشان باشم معذرت مي خواهم وازخداوند طلب بخشش مي کنم که ارحم الراحمين است .  وبه برادران وخواهرانم بگوئيد که دنبال کسب علم ودانش باشند.و باافرادوخانواده هاي بد رفاقت نکنند که باعث بدبختيشان مي شود  وبه مسائل شرعيوديني بيشتراهميت ب دهند،که اين دنيا محل ازمايش است وبايدازاين ازمايش موفق بيرون ائيم و پلي محکم براي اخرتمان بسازيم واز   دوستا ن مي خواهم که اگردرايام دوستي باانها خطا ولغزشي ازمن سرزده وباعث رنجش انها شده مراببخشيدوموردلطف خودقراردهيد وجبهه هارافراموش نکنيد .

 

    و سنگرهاي شهيدان را پرکنيد که موجب تقويت اسلام است.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نورفاتحی در چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 14:40 | لینک ثابت | نظر دهید

            

          

              

            بدون شرح

            

 

 

 

 

 

  

     

 

 

 

 

 

  

نوشته شده توسط نورفاتحی در پنج شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 17:2 | لینک ثابت | نظر دهید

بسم الله الرحمن الرحيم

اگربچه کوچکي به انسان بگويد عقربي پشت پيراهن تواست فوراترتيب اثر مي دهد ونمي پرسد که ايا راست مي گويي يادروغ،فقط بايک احتمال کوچک پيراهنش را درمي آورد.احتمال دادن نشانه عقل است حال مساله قيامت وحساب  وزنده شدن انسان بعدازمرگ که بسيارمهم وسرنوشت هميشگي انسان وابسته به ان  است وراستگوترين افراديعني پيامبران الهي صلوات الله عليهم وقران کريم درمواردفراوان ازان خبرداده اند؟ آيا انسان بايد نسبت به حساب ومعاد بي تفاوت باشد وحتي احتمال يك درصدهم راست بودن ان را ندهد؟ اگراحتمال كوچكي بدهد به فكرچاره مي افتد تا زندگي اينده خود راخوب رقم بزندومنزل اخرت خودرا بااعمال صالح اباد مي كندودرشهوات ولذات زودگذر دنيا كه حرامش عذاب الهي رابه دنبال دارد غوطه ورنمي شود.ايمان اوردن هنگام مرگ براي انسان نفعي ندارد. "خداوند درقران مي فرمايد: اي اهل ايمان خود واهلتان راازاتشي كه هيزمش مردم وسنگهاست حفظ كنيد " ودر دعاي كميل امده است:واين عذابي است  كه اسمانها وزمين طاقت انرا ندارند.يكي ازصفات نيك دراسلام راستگويي است خداونددرقران فرموده :ومن اصدق من الله قيلا چه كسي ازخداراستگوتراست وپيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم به راستكويي مشهور بودپيامبران الهي كه همه ازصادقين بودند، خبر ازقيامت ووجود جهان پس ازمرك داده اند. انسان بامرك ازبين نمي رود، بلكه ازعالمي به عالم ديكروارد مي شود ودراين دنيا بايد خودرابراي ورود به عالم برزخ وقيامت وسوال وجواب درباره اعمالي كه دردنيا انجام داده اماده كند. انسان به سوي خدادرحال حركت است وبه سوي اوبرخواهد گشت اين عالم پوچ نيست وهمه امورش ازروي حساب وكتاب است. نظمي كه دران بكاررفته گواه اين مطلب است ايا انسان ازاد گذاشته شده است وهيج مسئوليتي دراين عالم ندارد؟ البته براي انسان محافظاني است كه تمام اعمال اوراثبت وضبط مي كنند تادرعالم ديگرموردسوال قرارگيرد.اعتقادبه حساب قيامت سودبي پايان وپشت پازدن به دين وپيروي شهوات ولذات ضررابدي را همراه دارد .فاين تذهبون ؟ پس به کجا مي رويد؟ چراسرمايه پاکي وعمر خودرارايگان ازدست مي دهيد؟

نوشته شده توسط نورفاتحی در سه شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 21:11 | لینک ثابت | نظر دهید

بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه پاسدارشهید منصور امین زاده شهادت خرمشهر عملیات بیت المقدس بارمزیاعلی ابن ابیطالب لشکر41ثارالله ولاتقولوالمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لاتشعرون بسم الله الحمن الرحیم (انالله واناالیه راجعون)یاایها الذین امنوهل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله ورسوله وتجاهدون فی سبیل ا... باموالکم وانفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون یغفرلکم ذنوبکم......(ای اهل ایمان آیاشمارابه تجارتی سودمند که شمارااز عذاب دردناک نجات بخشددلالت کنم ان تجارت این است که به خداورسول اوایمان آریدوبمال وجان درراه خداجهاد کنیداین کاربرای شمابهتراست اگربدانیدتاخداوند گناهانتان راببخشدو......     عصر عصرحضوراست درراهی که مقربین خداپیمودند واین راه تداومی دارد که مدعیان وپیماینده هایشرا دراین زمان به میدان امتحان فرا می خواند واین میدان رانظاره کنندگانی است که حاصل شکنجه وشهادت خودرامی نگرند که در این زمان باآن چه می شود هم اکنون ماامت اسلامی دراین میدان قرار گرفته ایم وامتحان می دهیم.ای پدر وای مادر وخواهر وبرادر آیا من وشما درحفظ این محصول چه خواهیم کردزمانی ادعا می کردیم که اگر زمان امام حسین بودیم وجنگ بایزید بود مادرجبهه امام حسین قرار می گرفتیم واورایاری می کردیم الان دست مارو شده است وخودمان می توانیم دستمان رابخوانیم وبعضی ازما دروغگو از کار در آمدیم وحسین زمانمان باهمان هدف که حدود هزاروسیصد سال قبل امام حسین بخاطرش شهید داد وشهید شد تنها گذاردیم وبعضی علیه او درجبهه یزیدیان قرار گرفتیم وبعضی هم اکنون ازبی تفاوتهادرامدیم مانبایدبگوئیم که این زمان زمان امام حسین نیست چون برای مافرد مطرح نیست ان جیزی که مطرح است هدف است وآن چیزی که به امام حسین ارزش می دهد هدف اوست والاپیغمبر زاده هائی هم بوده اند که علیه حق سخن گفته اند وعمل کرده اند ان( راه) هدف (اسلام) را زمانی رسولان خدا پیمودند وزمانی ائمه(علیهم السلام )وهم اکنون امام (علیه السلام)به عهده فقیه گذارده است. وماامام خمینی رابعنوان ولی خود یذیرفتیم.هدف همان هدف است امام خمینی همان هدف رادارد که امام حسین داشت ودرگیری ما بادولت عراق درگیری بین اسلام وکفر است عملکردهای صدام (امریکا )رابایزید مقایسه کنید ان کافرها ومشرکها ومرتدها چه کردند که اینها نکردندآنها ازاسلام می ترسیدند وبنا به گفته امام واینها ازاسلام می ترسند ازخط فکری ونظام اسلامی می ترسند کفار این زمان ازهمان می ترسند که 1300سال قبل کفار آنزمان می ترسیدند اینها هیج غلطی نمی توانند بکنندتازمانیکه وحدت داشته ودنبال ولی خود باشید.بحمد ا... مردم ماثابت کردند که در جبهه امام حسینندوامتی شدندکه ولایت حسین زمانشان را پذیرفتندوتازمانی که براین وضع بمانند پیروزند وامریکا هم هیج غلطی نمی تواند بکند وکسانیکه جزو این امت نیستیدبیائیدودر این راه قرار بگیرید زمانی بیایدواین حقثیقت رابیذیرید که روز پشیمانی نباشدیکزمان همه ما می رویم کدام فرد یقین داردکه یک لحظه دیگرمی تواند زنده بماند مارا درصحنه قیامت حاضر می کنندوازنعمتها می پرسند که ایاکفران کردیم یا خیر جمهوری اسلامی یک نعمت الهی است حالا که مشخص است این درگیری بین اسلام وکفراست بیائیم ودرصف ایمان اورده ها قرار بگیریم وشاهد حق باشیم مکر ماادعای مسلمان بودن نمی کنیم ای یدرو مادر وخواهر وبرادر من جبهه امام حسین را پذیرفتم خدا مرابه معامله ای دعوت کرده است که امام حسین رادعوت کردومن این معامله راپذیرفتم این معامله سودی یک طرفه برای من دارداوکه جنس ازاوست خشنود است ازاینکه من سود ببرم چونکه مرابرای سعادت وتکامل افریده است چه بهترکه دراین معامله انسان هرچه که اوداده است نقد کندماهمه می رویم چونکه ازاوئیم وبه اومراجعه می کنیم چرادرراهی که خشنود می شود نرویم این جسم ازمانیست امانتی است که باید پس داده شود به امید اینکه به طریقی پس گیرد که خشنود گردد.                                      ای پدر وای مادر وخواهروبرادر اوکه مراپس گرفت انشاءا... به شما صبر می دهد هرموقع که خواستیدگریه کنید به یاد رسول خدا(صلی الله علیه واله)واهل بیتش بیائید چه شکنجه ها وشهیدها دیدندبه خاطراسلامموقعی که ما براهی می رویم که انها رفتند چرابرای من گریه می کنیدمگرماعزیزترازانهائیم ویااینکه ارزش من بیشترازانها بود پس مرابیش انها شرمنده نکنیدکه گریه بروجود انها جایزتر است تابرمن. من ازیکایک شماطلب عفو می کنم اگربداخلاقی ونافرمانی کرده ام. ای پدرومادرمن ازشما متشکرم که مرابراین طریق تربیت کردید وخدابه اتش جهنم نسوزاند ان دستهائی که درزمان بچگی برای تربیت من راتنبیه می کردند شما می توانید صحت تربیت خودراببینیدخداوند انشاءا... به شمااجربزرگ عطافرماید. من خودم که فقیر وکدایم همه شما سعی کنید امت خوبی برای امام عزیزمان باشید. ای خواهر وبرادر نمازتان راترک نکنید حجابتان راحفظ کنیدوبه وظایف شرعیتان عمل کنید معلم خوب وسربازی باشید ومن از همه شماطلب بخشش می کنم اگر تندی و یاکوتاهی کرده ام ."دعا برای امام رافراموش نکنید"                                   

ضمنا من حدود5سال نمازوروزه راباید اعاده کنم به فرد معتمدی واگذار کنید.                             

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون                                       

برای کسانی که ازمن نارضایتی دارند طلب بخشش بطلبید ورضایت انهارا کسب کنید.

نوشته شده توسط نورفاتحی در چهارشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۸۹ ساعت 15:32 | لینک ثابت | نظر دهید
12